پیمان کیوتو
پیمان کیوتو موافقت نامهای است که تحت آن کشورهای صنعتی انبوه دافعات گازهای گلخانهای خود را در مقایسه با سال ۱۹۹۰، ۵٫۲٪ کاهش خواهند داد.(اما توجه کنید که این موضوع در مقایسه با سطوح دافعاتی که تا سال ۲۰۱۰ بدون وجود پیمان انتظار میرود، بیان شدهاست، این هدف کاهشی معادل ۲۹٪ را نشان میدهد)هدف، پایین آوردن همه جانبه دافعات شش گاز گلخانهای دی اکسید کربن، متان، نیتروپن مونوکسید، هگزافلورید سولفور، هیدرو فلوروکربنو پرفلوروکربن است. که به طور تقریبی برای دوره ۵ ساله ۱۲-۲۰۰۸ محاسبه شدهاست. محدوده اهداف ملل از کاهش ۸درصدی برای اتحادیه اروپا و برای دیگر اعضا کاهش ۷٪ برای ایالات متحده آمریکا،۶٪ برای ژاپن،۰٪ برای روسیه و افزایش ۸٪ برای استرالیا و ۱۰٪برای ایسلند اطلاع میدهد.
مدافعین عهدنامه کیوتو ادعا میکنند که کاهش این دافعات به شدت مهمند. آنها اعتقاد دارند که کربن دی اکسید باعث گرمشدن جو زمین میشود. این نظریه همچنین توسط اسناد تغییر اقلیم اخیر حمایت میشود. دولتهای تمام کشورهایی که پارلمان هایشان پیمان را به تصویب رساندهاند از آن حمایت میکنند. در بین مدافعان پیمان کیوتو از همه مهمتر اتحادیهٔ اروپا و بسیاری از مؤسسات محیطی هستند. مشاورین علمی اتحادیهٔاروپا و برخی از کشورها (شامل آکادمیهای علمی ملی G-۸)همچنین گزارشهایی در دفاع از پیمان کیوتو ارائه کردهاند. یک روز جهانی عمل به این پیمان برای تاریخ سوم دسامبر ۲۰۰۵ مطرح شد که با مجلس احزاب مونترال همزمان بود. اسناد طرحریزیشده توسط مجمع جریانات اجتماعی جهان تایید شد. گروهی از شرکتهای کانادایی مهم نیز خواستار اقدام فوری در رابطه با تغییر اقلیم شدند و پیشنهاد کردند که کیوتو تنها قدم اولیهاست. در استرالیا اگرچه حمایت مورد توجهی از پیمان با بیش از ۲۲۵۰۰ امضا برای ارائه صلح سبز میشود، همچنین گروههای ضد کیوتویی با بیش از ۲۰۰۰۰ امضای ارائه شده به دولت وجود دارد در سوم ژانویه ۲۰۰۶ مونترئال با درخواست گروهی از مردم با هدف جمع آوری ۵۰ میلیون امضا در حمایت از پیمان کیوتو و اهدافش تا سال ۲۰۰۸ موافقت نمود، این تاریخ شروع توسط پیمان کیوتو به منظور نشان دادن کاهش ۵ درصدی در دافعات تعیین شد. این درخواست به منظور دادن حمایت مدنی و تصویب به دعوای بینالمللی بر ضد گرمشدن زمین بر اساس همکاری در سراسر دنیا ارائه شده بود. بسیاری از شهروندان آمریکایی و استرالیایی در حال امضای این در خواست میباشند و بنابراین از مواضع رهبرانشان در رابطه با این مسئله انتقاد میکنند.
دو کشور مهم که در حال حاضر با این پیمان مخالفت میکنند ایالات متحده و استرالیا میباشند. بعضی متخصصین سیاست مردمی که نسبت به گرم شدن سطح زمین بدبین هستند پیمان کیوتو را به عنوان برنامهای برای کاهش رشد دموکراسی صنعتی جهان و کاهش انتقال ثروت به جهان سوم در آنچه که آنها ادعا میکنند ابتکار سوسیالیسم جهانی است بر میشمارند. دیگران چنین مباحثه مینمایند که به قدر کافی برای منع دافعات گلخانهای پیش نمیرود
بسیاری از اقتصادهای محیط زیستی عنصری ضروری برای پیمان کیوتو به شمار میرفتند بسیاری، هزینههای پیمان کیوتو را بیش از سود آن براورد میکنند. برخی بر این باورند که استانداردهایی که کیوتو تنظیم کردهاست بیش از حد خوشبینانه هستند، و دیگران آن را قرارداری بسیار نا منصفانه و نارس میبینند که تنها مقدار ناچیزی قادر به کاهش گازهای گلخانهای میباشد به هر حال، این موضوع باید مورد توجه قرار گیرد که این مخالفان متفق القول نیستند و اینکه در بر داری تجارت دافعات موجب شدهاست که برخی از اقتصاد دانان پیمان را بپذیرند.
بعلاوه، مجادلهای بر سر استفاده سال ۱۹۹۰ به عنوان سال پایه و یا عدم استفاده از یک مقیاس سرانه به عنوان مبنا وجود دارد. کشورها در کارایی انرژی در سال ۱۹۹۰ اهداف مختلفی داشتند. به عنوان مثال، جماهیر شوروی سابق، و کشورهای اروپای شرقی کوشش کمی برای حل مشکل داشتند و کارایی انرژی شان در سال ۱۹۹۰ در بدترین سطح خود قرار داشت درست مانند یک سال قبل از سقوط نظان کمونیستی، از سویی دیگر ژاپن به عنوان کشوری که بزرگترین منابع طبیعی را دارا بود باید پیش از بحران نفت ۱۹۷۳کارایی انرژی خود را بهبود میبخشید و سطح دافعات آنها در سال ۱۹۹۰ از اکثر کشورهای پیشرفته بهتر بود.
به هر حال، چنین تلاشهایی صورت گرفت واز سستی اتحادیه شوروی سابق چشمپوشی شد و حتی توانستند با تجارت دافعات درامد خوبی کسب کنند. بحثی که هست در باره استفاده مقیاس سرانه دافعات به عنوان مبنا در پیمان کیوتو است که میتواند حس نا برابری بین کشورهای پیشرفته و کشورهای در حال توسعه را کاهش دهد و همچنین میتواند ناکارامدیها و کارامدیهای بین کشورها را آشکار نماید.
با سلام